![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| ![]() |
![]() | ![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
| تقدیم به تو (عشق زندگیم) |
|
می دونید واسه چی؟ آخه بهنام می خواد فردا بره نمیخواد بره یعنی مجبوره که بره همینجوریشم کلی از کلاسا عقب مونده ولی من این یه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه چی کار کنم ؟ آخه اگه اون بره من با کی حرف بزنم کی نزدیکترین و بهترین دوستم باشه تازه این دلمو چی کار کنم که هنوز نرفته براش یه ذره شده تازه باید به بهنام هم روحیه بدم آخه طفلکیم می خواد بره توی شهر غریب و دور از من بمونه می دونم دوری از من واسش خیلی سخته
بهنامم واسه منم دوری از تو سخته ولی تا تو بری اونجا و کاراتو سرو سامون بدی این یه ماه تموم می شه و بر می گردی گرچه بعدش دوباره باز باید بری ولی بهنام من صبور باش این نیز بگذرد من و تو از پس مشکلات بزرگتر و سختتر از این بر اومدیم اینکه چیزی نیست خیلی زود درست تموم میشه و بر می گردی پیش خودم تازه اینم واسه خودش یه شیرینی هایی داره اینجوری قدر با هم بودنو بیشتر می دونیم و از لحظه هامون بهتر استفاده میکنیم اونجا بری مراقب خودت باش لباس گرم بردار عزیزم شاید هوا یهویی سرد بشه غذا هم خوب بخور فقط به غذای دانشگاه اکتفا نکن هر روز هم برام نامه بنویس نه هر روز باهام حرف بزن هر وقت تونستی نامه بنویس می دونم پست کردن نامه کلی دنگ و فنگ داره به قلی ناکام هم زیاد رو نده پررو میشه بهنامم دوسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتت دارم خداااااااااااااااااااااااااااااااااحافظ عشق زندگیم
دلم برات تنگ میشه
( یواشکی گریه میکنم تا تو دعوام نکنی ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 21:49 توسط میترا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهنامم سلام
این وبلاگ رو برای این نوشتم که همه ی دنیا از عشق من و تو با خبر بشن دلیل اصلیشم روز تولد تو بود تولدت مبارک یگانه امید من برای زندگی خدا را شکر که تو را آفرید |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر عاشقانه |
| نویسندگان |
|
میترا بهنام میترا و بهنام |
|
RSS
|