تبليغاتX




Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
میترا و بهنام


اگر شدم عاشق تو نذار كه بي تاب بمونم      لالايي شبام تويي نذار كه بي خواب بمونم        دارم برات شعر ميخونم شايد به يادم بموني       فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني


تقدیم به تو (عشق زندگیم)
سلام عزیزم

نمیدونم چجوری احساسمو برات بگم؟

میدونی ُ واقعا دلم برات تنگ شده ُ یعنی تاحالا اینطوری دلتنگ نشده بودم.

یادته یه بار بهت گفتم من هیچ وقت گریه نمی کنم؟ الان که دارم اینارو می نویسم چشام پر شده.

اگه هیچ کس اینجا منو نمی دید حتما گریه می کردم.

کاش فقط می شد همین الان فقط یه دقیقه می دیدمت...

شاید آدم اگه این لحظه هارو نبینه هیچ وقت نفهمه چقدر به عشقش احتیاج داره و چقدر دوسش داره.

خیلی دوست دارم خانومیه نازم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 20:20  توسط بهنام | 

سلام عزيزم

ميترام اگه بدوني چقدر دلم برات تنگ شده! نمي دونم مي خوام چجوري دو روز ديگه برم؟ ميترا خيلي برام سخته. چجوري يههههههههههههههههههههههههههههههه مااااااااااااااااااااااااااااااااااااه تورو نبينم؟ من مي خوام بهانه بگيرم. اصلا من مي خوام تورو هم با خودم ببرم. اصلا چرا اين روحيه خراب منو فقط تو ميتوني درستش كني؟ اصلا نمي دونم چرا هميشه آپاي من يه ذره دير مي كنن؟ اصلا من خیلی عاشقتم.

I Love You Mitra

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 0:17  توسط بهنام | 

دوست دارم میترای نازم

حالا اگه تونستی بشمر بگو چندتا دوست دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:44  توسط بهنام | 
سلام عشقم

میترا جونم امروز یه داستان عاشقانه دیدم خیلی خوشم اومد ببین نظرت چیه؟

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جايی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "

پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

راستی خیلی

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:43  توسط بهنام | 
سلام عشقم

اصلا میدونی برا چی این مطلب رو میذارم؟ فقط می خوام بگم میترای نازم خیلی دوست دارم خیلی.

عشق همیشگی منی

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 16:11  توسط بهنام | 

سلام میترا جونم، سلام به همه

خوبی عزیزم؟ همه انشاا... خوب هستین؟ میترا جونم که می دونه من تو نوشتن زیاد وارد نیستم تا حالام زیاد با وبلاگ و این جور چیزا رابطه ای نداشتم ولی خوب عشق آدمو به خیلی کارا وا می داره و به خیلی جاها میبره. راستی میترا واقعا این یکی از بهترین تولدام بود مرسی خانومی. از همه دوستای عزیزم که اومدن و تبریک گفتن خیلی ممنونم واقعا لطف کردین.

حالا که قراره عشقمون اینجا ثبت بشه از اولش بگم. راستش به نظر من کلا زندگی با عشق شروع میشه.  من از وقتی میترا رو شناختم خیلی چیزا تو نظرم عوض شد ، اصلا نگاهم به زندگی به  آدما و از همه بیشتر به خودم تغییر کرد. تازه فهمیدم که واقعا به یکی احتیاج دارم. یه زمانی اسم عشق که می اومد ته دلم خندم می گرفت می گفتم یه مشت زز اسم خودشونو گذاشتن عاشق.

راستی میترا خیلی دلم میخواست اینجا بودی و با هم مینوشتیم ، با این که همین دیروز با هم بودیم دلم برات تنگ شده. در ضمن خانومم اون دلمو شکستی رو از نوشته های هفته قبل بردار، ملت فکر می کنن چی کار کردم ها.

میترای عزیزم تو عشق زندگی منی همیشه...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 18:29  توسط بهنام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بهنامم سلام
این وبلاگ رو برای این نوشتم که همه ی دنیا از عشق من و تو با خبر بشن دلیل اصلیشم روز تولد تو بود تولدت مبارک یگانه امید من برای زندگی خدا را شکر که تو را آفرید

نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
آرشیو موضوعی
شعر عاشقانه
نویسندگان
میترا
بهنام
میترا و بهنام
پیوندها
میترا و بهنام
مهسا(میعادگاه عشق)
کلبه ی عشق
شادی (من و خاطراتم )
متولد ماه دی
شبگرد عاشق
بزرگترین گالری عکس ایران
نفرین بر عشق
پری دریایی کوچولو(مروارید)
سه بچه فیل
میلاد و آیلار
بی تو میمیرم(میثم و سپیده)
رومئو و ژولیت (دلارام و رضا)
دوستت دارم عشقم(دریا)
دست نوشته های من و عشقم (حسام و مینا)
پرواز و سعید
ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست (کپل و جوجو)
عسلی و آقای همسر
غوغای عشق (رحیم و زهرا)
مریمهدی
همه اش عشق (میثم و مریم )
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم
دنیای سنگی ( بهار و بهنام )
وحید و سحر
یه عشق پاک و آسمونی (امین و مریم )
قصر خیال (هادی و ساناز)
عاشقانه های متین و الهه
یاسی و رضا
ع....ش....ق
آخرین برگ ( صبا و سعید )
امتداد لحظه ها
عاشقان واقعی (سمیرا و مهدی)
کسی که رو بال رویا اومده تو خاطراتم ( میترا و بهمن)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ